عیب جویى ممنوع!
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:
عیب جویی

 

 ... وَلاتَلْمِزُوا اَنْفُسَکُم

به یکدیگر طعن مزنید و عیب جویى ننمایید.

 یکى از پایه‏هاى تکامل روحى این است که هر فردى، وضع روحى خود را از نظر عیوب و نقایص اخلاقى، مورد بررسى قرار دهد و چهره باطنى خود را از نزدیک، در آیینه (خودشناسى) مشاهده کند، تا ریشه رذایلى را که در روح و روان او پدید آمده است، قطع نماید.

مسأله (خودشناسى) ازنظر دانشمندان به قدرى اهمیت دارد که مى‏گویند: کسى که مى‏خواهد زنجیرهاى ناپاکیها را از هم بگسلد و از آثار منفى عیوب روانى نجات یابد، نه تنها در فصول خاصى ازعمر باید به این موضوع بیندیشد، بلکه همه روزه به هنگامى که غوغاى زندگى به سکوت و خاموشى مى‏گراید، نتیجه و علل اعمال روز گذشته خود را روى کاغذ بیاورد و با بى‏طرفى کامل آنها را مورد بررسى قرار دهد و آنچه را ناشایست یافت، تصمیم بر ترک آنها بگیرد.

امیرمؤمنان(ع) مى‏فرماید: (عَلَى العاقِلِ اَنْ یُحْصى مِنْ نَفْسِهِ مَساویها فى‏الدّین والرأى والاخلاق وَالآداب فیجمَعَ ذلکَ فى صَدره اَو فى کتابٍ وَیَعْمَلَ فى اِزالَتِها؛ [1]

بر هر خردمندى لازم است که عیوب مذهبى و فکرى و اخلاقى و معاشرتى خود را دقیقاً مورد بررسى قرار دهد و آنها را در سینه خود ضبط نماید و یا روى کاغذى بنویسد و سپس کوشش کند که تمام آنها را ریشه کن سازد).


ولى گروهى به نام (عیب جویان)، بر اثر ناآگاهى از اوصاف روحى خود و بى‏خبرى از وضع و حال خویشتن، به دنبال لغزشهاى مردم رفته و پرده از معایب و لغزشهاى آنان بر مى‏دارند؛ اینان مردمى هستند که از ذکر و بیان عیوب مردم لذت مى‏برند؛ زیرا در خود، نوعى حقارت احساس مى‏کنند، و با بیان نقاط ضعف مردم و آشکار ساختن عیوب آنان و کاستن از ارزش و موقعیت اجتماعى آنها، احساس حقارتِ خود را تسکین مى‏دهند.

گاهى غرور و خودخواهى و حس جاه طلبى، انگیزه عیب جویى مى‏شود و انسان زبان به بدگویى مردم مى‏گشاید.

ما در این جا به انگیزه عیب جویى کارى نداریم؛ آن چه براى ما مهم است، این است که در نتایج شوم و وخیم آن کمى فکر کنیم؛ بدگویى و انتقاد مغرضانه از اعمال مردم، صفا و صمیمیت را از بین مى‏برد؛ دوستى و صداقت را به بى‏مهرى و گاهى به دشمنى تبدیل مى‏کند؛ همچنان که تمجید از نیکیها و ستودن خوبیها، نهال دوستى را ریشه‏دارتر مى‏سازد.

بر هر خردمندى لازم است که عیوب مذهبى و فکرى و اخلاقى و معاشرتى خود را دقیقاً مورد بررسى قرار دهد و آنها را در سینه خود ضبط نماید و یا روى کاغذى بنویسد و سپس کوشش کند که تمام آنها را ریشه کن سازد.

امام باقر(ع)مردم را به نقاط ضعف و لغزشهاى آنان توجه داده و مى‏فرماید: (کَفى بِالمَرءِ عَیباً اَنْ یُبصِرَ مِنَ النّاسِ مایَعمى عَنْهُ مِنْ نَفْسِهِ؛ [2] بزرگترین عیب براى انسان، این است که عیب دیگران را با کنجکاوى به دست آورد و خود، دارای همان عیب باشد، ولى آن را حس نکند).

گروه عیب جو، اگر نیرویى را که در راه بدگویى و سرزنش دیگران به کار مى‏برند، در اصلاح خود به کار مى‏بردند و به جاى عیوب مردم شناسى، به (خودشناسى) مى‏پرداختند، چه بسا به سعادت نزدیکتر بودند؛ این جاست که به ارزش حدیثى که از یکى از پیشوایان بزرگ ما رسیده است پى مى‏بریم که فرموده‏اند: (مَنْ بَحَثَ عَنْ عُیُوبِ النّاسِ فَلْیَبْدَأ بِنَفْسِه؛ [3] هر کس در عیوب دیگران کنجکاوى کند، بهتر است که نخست معایب خود را مورد بررسى قرار دهد).

عیب جویی

 

بزرگترین عیب چنین کسانى، این است که هرگز قابل معاشرت وزندگى نیستند؛ زیرا رازهاى درونى و اسرار باطنى انسان را آشکار مى‏سازند و هیچ همنشینى از زیان مصاحبت آنها در امان نیست؛ بر همین اساس، امیرمؤمنان(ع)از معاشرت با این گروه نهى کرده و مى‏فرماید:(إیّاک ومُعاشِرَةَ مُتَتَبِّعى عُیوبِ الناسِ! فإنَّهُ لمْ یَسْلَمْ مُصاحِبُهم مِنْهُم؛ [4] از معاشرت عیب جویان بپرهیزید؛ زیرا هیچ کس از ضرر آنها در امان نمى‏ماند).

 

انتقاد مشفقانه غیر از عیب جویى است.

نکته قابل توجهى که در این جا بسیارى از آن غافلند، این است که عیب جویى و سرزنش کردن مردم، امرى است و راهنمایى آنان به کارهاى نیک و متوجه ساختن آنان به معایب کار خود، مطلبى دیگر. عیب جویى از رذایل اخلاقى است؛ در حالى که هدایت مردم و توجه دادن آنها به نقاط ضعف خویش، از طریق نصیحت و اندرز، از وظایف مذهبى و انسانى به شمار مى‏رود و بر هر انسان آ گاه و بیدارى لازم است که همنوعان خود را از بدبختى و تیره روزى نجات بخشد.

آ گاهانیدن مردم به عیوب زندگى خودشان، به قدرى مهم و با ارزش است که امام صادق(ع) آن را بزرگترین هدیه انسانى شمرده است که یک فرد مى‏تواند آن را به فرد دیگر تقدیم نماید و چنین مى‏فرماید: (رَحِمَ اللّهُ امْرَأً اَهدى اِلَىَّ عُیُوبى؛ [5] خداوند بیامرزد کسى را که عیوبم را به عنوان هدیه به من تذکر دهد).

امیرمؤمنان مى‏فرماید: (لِیَکُنْ آثرُ النّاسِ عِنْدَک مَنْ اَهْدى اِلَیکَ عَیْبَکَ؛ [6]. برگزیده‏ترین فرد در نظر تو کسى باشد که عیوب زندگى تو را به عنوان هدیه به تو ببخشد).

اصولاً نخستین گام براى درمان بیماریهاى جسمى و روحى و از بین بردن بحرانهاى اجتماعى، این است که قبل از هر چیز، ریشه بیمارى و نوع مرض، به طور دقیق شناخته شود و تا این کار درست انجام نگیرد، هر نوع معالجه‏اى بى‏اثر و غیر مفید خواهد بود.

هر کس در عیوب دیگران کنجکاوى کند، بهتر است که نخست معایب خود را مورد بررسى قرار دهد.

کسانى که از صراحت گفتار و بیان حقایق تلخ و فاش ساختن عیوب اجتماع، واهمه و ترس دارند، افرادى هستند که مى‏خواهند نقایص روحى و اجتماعى آنها زیر سرپوش سکوت و بستن زبانها و شکستن قلمها مخفى بماند و هرگز راضى نمى‏شوند که اشکالات کار آنها در آیینه بیان نویسندگان و گویندگان منعکس گردد و هر گاه دیدگان آنها به چنین آیینه‏هایى افتاد، مى‏خواهند آنها را بشکنند؛ باید به چنین کسانى گفت: (خود شکن! آیینه شکستن خطاست).

تنها این مورد نیست که یک رذیله اخلاقى (بدگویى و عیب جویى) با یک سجیه انسانى (راهنمایى کردن مردم به نقایص و معایب خود) با یک دیگر مشتبه مى‏شوند، بلکه ممکن است بسیارى از سجایاى انسانى و اصول اخلاقى با یک سلسله رذایل روحى و اخلاقى قابل اشتباه باشند و با بررسى دقیق مى‏توان مرزهاى هر کدام را از دیگرى متمایز و جدا ساخت.

 

تحریک عواطف.

قرآن در اجراى این اصل اخلاقى از تحریک عواطف مدد جسته است و هنگامى که مى‏خواهد بگوید: از یکدیگر عیب جویى مکنید، چنین مى‏فرماید: (وَلاتَلْمِزُوا اَنْفُسَکُمْ؛ از خود عیب جویى منمایید) و مقصود از این تعبیر، همان تحریک عاطفه انسانى است؛ زیرا اخوت مذهبى و برادرى دینى، آن چنان رشته الفت و مودتى در میان مؤمنان به وجود آورده و آنها را مانند یک تن و یک مجموعه واحد زنده قرار داده است که عیب جویى از یک فرد مسلمان، به منزله عیب جویى از خود محسوب شده است. 

[1]. غرر الحکم، ص 559.

[2]. کافى، ج 2، ص 459.

[3]. غرر الحکم، ص 659.

[4]. همان، ص 148.

[5]. تحف العقول، ص 366.

[6]. غرر الحکم، ص 558.

 منبع: آیت الله سبحانی